مرتضى مطهرى
541
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يا تكامل انسان ما فوق مسئلهء تضادهاست ؟ انسان پس از آنكه تضادها را هم حل بكند هنوز اصل فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرات « 1 » جلوى چشمش خودنمايى مىكند ؛ يعنى وقتى انسان به مرحلهء نفى تضادهاى طبقاتى رسيد ، تازه به مرحلهاى رسيده است كه نقصهاى خودش را بر طرف كرده و اول كار است ، ابتداى سير صعودى اوست كه بايد بالا برود ، و [ اين سير ] منتهى و نهايت ندارد ، هرچه بالا برود ، در دستگاه هستى براى او [ امكان بالاتر رفتن ] هست . اگر پيغمبر هم تا ابد بالا برود ميدان دارد كه برود ، منتها براى ما غيرقابل تصور است ، ولى چنين واقعيتى هست . اين است كه جامعهء ايدهآل انسانى به حكم اينكه جامعهء انسانِ به عقيده و آرمان رسيده است ، جامعهء انسان پيروز بر انسان منحط منفعتجوى منفعتطلب است و در حقيقت بايد بگوييم اين پيروزى ، پيروزى صلاح و تقوا و عدالت است ، پيروزى يك طرف سكهء وجود انسان است بر طرف ديگر آن ، و به تعبير قرآن پيروزى حزباللَّه است بر حزبالشيطان ؛ و به حكم اينكه انسان يك موجود عاقل و آگاه و آزاد و مختار و مسئول و مكلّف و داراى اراده آفريده شده است ، از روز اوّلى كه به مقام انسانيت رسيده ( هر وقت مىخواهد باشد ) ، اوّل انسانى كه به مقام انسانيت رسيده ، حجّت خدا بوده است ؛ يعنى هيچ وقت امكان نداشته كه انسانى روى زمين بيايد و حجّت خدا يعنى آن كه تكليف و مسئوليت او را مشخص مىكند وجود نداشته باشد . پس انسان چنين آيندهاى در پيش دارد و چنين مقصدى در جلو دارد ، مقصد شناخت خود ، مقصد پيروزى نهايى بر اباطيل و در اطاعت آوردن جنبههاى فطرى انسانى ؛ و همين جريان مبارزهء حق و باطل است كه ادامه پيدا مىكند و رو به پيش است و جلو مىرود تا آنجا كه بر طبق پيشبينىهايى كه اولياى دين كردهاند در نهايت امر منجر به حكومت و دولتى مىشود كه از آن به دولت مهدى عجّل اللَّه تعالى فرجه تعبير مىشود « 2 » . بنابراين مسئلهء تكامل انسان در ابعاد انسانى به بنبست نرسيده است . دين براى همين است چون دين ايدئولوژىاى است كه تكيهاش بر سرشت روحانى
--> ( 1 ) . بقره / 148 . ( 2 ) . در كتاب قيام و انقلاب مهدى عليه السلام من ده تا از مشخصاتش را به طور اجمال عرض كردهام ولى در نظر دارم در كتاب ديگرى تحت عنوان « جامعهء ايدهآل اسلامى » همهء آنها را انشاءاللَّه بيان كنم . [ استاد فرصت نگارش اين كتاب را پيدا نكردند . ]